شیخ طنطاوی در کنفرانس امام ابوحنیفه: بینش ابو حنیفه با تقلید کورکورانه و تعصب مذهبی درتضاد است
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی الصدیق: شیخ
أزهر دکتر طنطاوی در کنفرانس تجلیل از امام ابوحنیفه که در کشور تاجکستان برگزار شده بود، امام ابوحنیفه رحمه الله را امام اهل رأی و مخ علم معرفی کرد…
او گفت؛ نام ابو حنیفه چنانکه برخی از مؤرخین آوردهاند برگرفته از علاقهی شدید امام به کتاب و قلم و دوات است، ایشان همیشه در کنار کتاب و قلم و شیشهی دواتش که “حنیفه” نامیده میشد، بهمراه داشت از اینرو به ایشان ابو حنیفه میگفتند. پدرش “ثابت” بازرگانی درستکار و نیکوکردار و پرهیزگار بود. روزی به محضر حضرت علی (رضی الله عنه) رسید. آنحضرت از ایشان خرسند گشت و در حقش دعا نمود. و شاید امام اعظم بازتاب همان دعای است که حضرت علی (رضی الله عنه) در حق پدرشاننمودند.
امام ابو حنیفه نیز حرفه تجارت و بازرگانی را پیشه خود ساخت. ولی تجارت هرگز نتوانست لحظهای او را از یاد خدا غافل سازد. « رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ »(النور۳۷) «مردانى كه تجارت و داد و ستد از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداى زكات غافلشان نمىكند، از روزى بيمناكند كه دلها و چشمها در آن بىتاب مىشود». و دنیا تنها در بین دو دست او بود و هرگز محبت و دوستی آن به قلبش سرایت ننمود. امام همیشه در خدمت محتاجان و مستمندان بود.
بخصوص آن تنگ دستانی که حاجت خود را از مردم پنهان میداشتند، آنانی که « لِلفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمْ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنْ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ».(البقرة: ۲۷۳). «صدقه از آن نيازمندانى است كه در راه خدا از كار ماندهاند و از رفتن ناتوانند، ناآشنايان بىنيازشان مىپندارند، ولى آنها را به رخسار مىشناسى كه هرگز با اصرار از مردم درخواست نمىكنند و هر مالى كه ببخشيد خداوند از آن آگاه است».
آوردهاند که در دکانش پارچهای بود که عیبی در آن بود. و شریک امام بدون اینکه آن عیب را به مشتری نشان دهد پارچه را فروخت. وقتی امام سر رسید و از موضوع مطلع شد، چند روز درپی مشتری گشت تا شاید او را بیابد و ایراد لباس را برایش بیان کند. ووقتی از یافتن مشتری نا امید شد، قیمت پارچه را در راه خدا صدقه داد تا مبادا حرام در مالش داخل شود!
ابوحنیفه
از استادش بسیار قدردانی میکرد. و دربارهی استادش حماد میگفت: وقتی در
محضر او حاضر می شدم خود را در معدن علم و فقه و دانش مییافتم.
و از شدت محبتی که به استادش داشت، نام فرزندش را بنام استادش “حماد” گذاشت.
امام با دانش آموزان بسیار دوستانه برخورد میکرد. و کلاس درس او بیشتر به یک جلسهی بحث و مباحثهی دوستانه و علمی بین دانشوران شباهت داشت تا یک کلاس درس معمولی. ایشان همیشه میفرمود: دلهای ما بر روی کسانی که توان تحمل ما را ندارند گشاده است.
امام ابوحنیفه موضوعات مورد بحث را بین شاگردانش مطرح میساخت و پس از پژوهشها و تحقیق اجتهادی که با دلیل و برهان بر دیگر آراء برتری مییافت دستور می داد تا بنویسند. و میگفت: این بهترین رأی و اجتهادی است که بدان رسیدهایم و اگر کسی اجتهادی بهتر و درستر از ما انجام دهد پیروی از او شایستهتر و والاتر است. آنچه ما بدان دست یافتهایم اجتهادی است و اگر کسی به بهتر از آن و قویتر از آن برسد پیروی از آن اولاتر و درستتر است.
امام میفرمودند: کسی که برای کسب دنیا علم میآموزد از برکت آن محروم میماند، و کسی که برای آخرت علم فرا میگیرد، خداوند در علم و دانش و عقل او برکت میدهد.
امامابوحنیفه قلبی گشاده و دلی پاک داشت و همیشه میفرمود: خداوندا ببخشای هر آنکس را که بر علیه ما چیزی می گوید. و رحم فرما بر هر آنکس که در حق ما سخن نیکویی می گوید.
و به پیروی از قرآن پاک و سنت رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) بسیار تأکید میورزید و می فرمودند: قرآن مرجع و اساس دین ماست، و پس از آن اگر خبری از رسول اکرم بما رسد از آن پیروی میکنیم. و اگر اخباری از یاران رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) بما رسد، در بین آنها میاندیشیم و برترین را اختیار میکنیم، و اگر از تابعیان بما خبری رسد، در رسیدن به اجتهاد درست با آنان به بحث مینشینیم، چرا که ما نیز مردانی چون آنهائییم. (امام ابو حنیفه از علمای تابعین است).
شیخ طنطاوی به برخی از اجتهادات امام اعظم که بیشتر مذاهب اسلامی و مسلمانان بدان عمل میکنند اشاره می نماید. از آن جمله پرداخت زکات فطریه بصورت نقدی؛ چون پول نقد برای فقیر از گندم و خرما و برنج مفیدتر است و نیاز او بدان بیشتر است!
ومی گوید: که امام ابو حنیفه شخصیت انسان را بسیار ارج مینهاد، و با مصادره ثروت آدم سفیه( نادان) کاملا مخالف بود، ایشان می فرمودند: ضبط و مصادره اموال شخص نادان اهانت به کرامت و انسانیت اوست، و ترس از هدرشدن مال، از اهمیت کمتری برخوردار است، و او خود مسئولیت ثروتش را به عهده دارد.
امام ابوحنیفه در مسیر آزادی و عدالت اجتماعی بارها به زندان افتاد و مورد شکنجه و آزار قرار گرفتند، و در جواب مادرشان که به او گفت: پسرم، این علمی که جز زندان و شکنجه هیچ بمنفعتی برایت به ارمغان نیاورده، بهتر است که آنرا رها کنی!! امام میفرماید: اگر دنیا را میخواستم بسادگی بدان میرسیدم، ولی خداوند از علما پیمان گرفته که نسبت به پایبند باشند و آنرا ارج نهند و حفاظت نمایند و من میخواهم که از علم حفاظت کنم!
و
وقتی امام احساس نمود که باید از این دیار فانی رخت سفر بسوی دیار باقی
بربندد، سر بندگی به سجده نهادند و روح خود را به ملک الموت تقدیم نمود
تا به دیار یار و محبوب خود نایل گرد..
رحمت خدا بر او بادا…

