از نشانه هاي مريضي قلب اين است كه بنده براي آنچه خلق شده است از معرفت خداوند، محبتش، مشتاق بودن به ديدارش، توبه به سويش و دوري از تمام شهوات عذر و بهانه مي آورد و آرزو و شهوتش را بر طاعت و بندگي و محبت خداوند جلو مي اندازد همانگونه كه الله عزوجل مي فرمايد:﴿أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً﴾[1] «آيا آن كس را كه هواي نفسش را خداي خود گرفته بود، نديده اي، آيا تو نگهبان او هستي؟» بعضي از سلف گفته اند: او كسي است كه هواي نفسش سوارش شده است. زندگي او در اين دنيا زندگي چهارپايان است كه در آن پروردگارش را نمي شناسد و از اوامر و نواهي خداوند دور مي باشد. همانگونه كه خداوند مي فرمايد:﴿يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوىً لَهُمْ﴾[2] «بهره بر مي گيرند و همانگونه كه چهارپايان مي خورند، مي خورند و آتش جايگاه ايشان است.»
جزاء از جنس عمل است پس اين زندگي با قلب مريض، زندگي اي نيست كه خداوند آن را دوست داشته باشد و به آن راضي باشد همچنين آن مانند زندگي جامدات نيست كه احساس نداشته باشند بلكه زندگي اي است كه با نعمتهاي خداوند در حال انجام معاصي مي باشند در نتيجه او در آخرت زندگي اي نمي يابد كه در آن راحت باشد و نمي ميرد كه درد و الم از او روي برتابد پس نه مي ميرد و نه زنده مي شود بلكه درد و نارحتي او ابدي است:﴿يَتَجَرَّعُهُ وَلا يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ﴾[3] « كه آن را جرعه جرعه بنوشد و نتواند فرو برد، و مرگ از هر سو به سراغ او آيد و او مردني نيست، و عذابي سخت و سنگين در پيشاپيش خود دارد.»و از نشانه هاي مريضي قلب اين است كه صاحب آن از جراحات گناه احساس درد نمي كند كما اينكه گفته شده:[وما لجرح بميت إيلام](و براي زخمي كه همراه با مردن است دردي نيست.) پس قلب سالم با انجام گناه دردمند مي گردد و به سوي خداوند توبه مي نمايد و به سويش باز مي گردد همانگونه كه خداوند متعال مي فرمايد:﴿إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ﴾[4] «پرهيزگاران هرگاه خيالي شيطاني عارضشان شود، ياد [خدا] كنند، و بناگاه بينا شوند» و در وصف متقين مي فرمايد:﴿وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ﴾[5] «و كساني كه چون كار ناشايستي كردند يا بر خويشتن ستم روا داشتند خداي را ياد كنند و براي گناهانشان آمرزش خواهند» يعني اينكه آنان عظمت الله عزوجل، وعده و عقابش را بياد مي آورند و براي ايشان آن استغفار است. كسي كه قلبش مريض است هنگامي كه مرتكب گناه مي شود به دنبال آن گناه ديگري مرتكب مي شود همانگونه كه حسن در تفسير اين سخن الله تعالي مي فرمايد:﴿كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾[6] «چنين نيست، بلكه آنچه كرده اند بر دلهايشان زنگار نهاده است» يعني پشت سرهم گناه انجام مي دهند تا آنجا كه ديگر قلبشان كور مي گردد اما قلب سليم هرگاه گناهي انجام دهد به دنبال آن كار نيكي انجام مي دهد و براي گناه توبه مي نمايد.از نشانه هاي مريضي قلب اين است كه جهلش در مقابل حق دردمند نمي گردد در حاليكه قلب سليم با ورود شبهات بر او دردمند مي گردد و جهلش در مقابل حق و به وسيله عقائد باطل به درد مي آيد. جهل از بزرگترين مصيبتهايي است كه قلبي كه در آن حيات وجود دارد را به درد مي آورد. بعضي از علما گفته اند:[ما عصى الله بذنب أقبح من الجهل ؟](آيا گناهي قبيحتر از جهل نسبت به خداوند وجود دارد؟) و به امام سهل گفته شد:[يا أبا محمد أي شيء أقبح من الجهل؟ قال " الجهل بالجهل " ،قيل : صدق لأنه يسد باب العلم بالكلية](اي ابا محمد آيا چيزي قبيحتر از جهل وجود دارد؟ گفت: جهل نسبت به جهل. گفته شد: راست گفتي زيرا در علم را بكلي مي بيندد.) گوينده مي گويد:وفي الجهل قبل الموت موت لأهله وأجسامهم قبل القبور قبور

