( و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و التبع هواه و کان امره فرطا )
خداوند متعال در مورد منافقین می فرماید: (فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا) در دلهای آنها بیماری نفاق است، بیماری عداوت و دشمنی نسبت به مسلمانها و پیامبر. با پیروزی مسلمانان و پیشرفت اسلام بر بیماری نفاق آنها افزوده می شود.
در آیات دیگر خدا می فرماید: (یقولون بافواهم ما لیس فی قلوبهم) (قالوا آمنا بافواهم و لم تومن قلوبهم) منافقین سخنانی را بر زبان می آورند، که در حقیقت به آن اعتقادی ندارند. با زبان می گفتند: که ما ایمان آوردیم، ولی آن ایمان در قلبهای آنان جای نگرفته بود. پیامبراسلام می فرمایند: (فی الجسد مضغة اذا صلحت صلح الجسد کله و اذا فسدت فسد الجسد کله الا و هی القلب) در بدن هر انسان یک قطعه گوشتی است که اگر آن قطعه گوشت اصلاح شود، همه اعمال انسان اصلاح می شود، همه اعمالی که از اعضا و جوارح انسان نشات می گیرد. اعمال صالح و شایسته ای خواهد بود و اگر خدای ناکرده این قطعه گوشت فاسد شود، محل و جایگاهی برای وسوسه شیطان قرار گیرد در این صورت همه اعمال انسان فاسد خواهد شد. و هر عملی که انسان انجام می دهد، عمل ناشایسته ای خواهد بود.
پیامبر فرمودند: این قطعه گوشت قلب انسان است، محل اراده و تصمیم گیری همه حرکات و گفتار، کردار انسان، محل و جایگاه اعتقادات ایمانی انسان. لذا پیامبر می فرمایند: ( ان الله لا ینظر الی صورکم و اموالکم و لکن ینظر الی قلوبکم و اعمالکم) خدا به مال و ثروت من و شما توجهی ندارد. که چه کسی ثروتمند است و چه کسی فقیر و چه کسی زیبا است و چه کسی زشت اینها مورد توجه و عنایت خدا قرار نمی گیرد. آن چه که مورد توجه و عنایت خدا قرار می گیرد. قلب و اعمال انسان که در حقیقت نتیجه و ثمره اعتقادات هر انسان است.
به همین خاطر پیامبر می فرمایند: (اذا دخل النور القلب انفسح و انشرح قالوا فما علامة ذلک یا رسول الله؟ قال: الانابة الی دار الخلود و التجافی عن دار الغرور و الاستعداد و للموت قبل تروله) هنگامی که نور ایمان در قلب مومن جای می گیرد. این مومن شرح الصدر پیدا می کند، از پیامبر سوال می شود علامت شرح الصدر در انسان چیست و چه نشانه ای دارد؟ پیامبر فرمودند: علامت شرح الصدر در انسانی که نور ایمان در قلبش جای گرفته است این است.
اولین: نشانه و علامت این است که انسان به آخرتش توجه داشته باشد، هم و غم او این باشد که خانه آخرتش را آباد کند. برای این سفر طولانی و بی پایانی که در پیش دارد زاد و توشه ای فراهم کند.
دومین: علامت این است که انسان در برابر دنیا که در آیات و احادیث به عنوان دارو الغرور نام برده شده است، انسان توجهی نداشته باشد. خانه ای که انسان را مغرور می سازد و دنیا محل غرور است و فرمودند: که انسان توجهی نسبت به این دنیا نداشته باشد. سومین: برای مردن آمادگی داشته باشد، پیش از اینکه مرگ به سراغش بیاید. امروزه می بینیم که هر یک از من و شما از باورهای اعتقادی دور و به باورهای دنیوی اعتقاد پیدا کرده ایم. اگر پزشکی بگوید: که این بیماری شما بیماری لا اعلاجی است و شما چند ماهی یا چند سالی بیشتر زنده نخواهید بود، ما در آن مدت عزادار خواهیم بود. چرا؟ زیرا این خانه دنیا را آباد کرده ایم و خانه آخرت را خراب و ترس داریم که از خانه مجللی که داریم و آباد کرده ایم ما را ببرند به آن خانه خرابی که در آخرت برای خودمان درست کرده ایم.
اگر انسان خانه آخرتش را با عبادت آباد کرده باشد! کمتر گناه و معصیت کرده باشد، برای مردن لحظه شماری می کند. همان طور که اصحاب و یاران رسول خدا وقتی تاریخ از آنان نام می برد می گوید: صحابه افراد معمولی نبودند. اصحاب و یاران پیامبر کسانی بودند که مردن برای آنان از زندگی در دنیا محبوبتر بود. چون می دانستند که هر چه بیشتر در دنیا بمانند مرتکب خطا و گناه خواهند شد. اما چون خانه آخرتشان را آباد کرده بودند، لحظه شماری می کردند.
بعضی از آنان وقتی عزرائیل برای قبض روح آنان به صورت یک انسانی می آید، می گوید: درست است که شما برای انجام ماموریت آمده اید! اما من چندین سال است که بار سفر را بسته ام و چمدانم را آماده کرده ام برای رفتن به خانه آخرت لحظه شماری می کنم!
آنهایی که عمل دارند و آخرتشان را آباد کرده اند، این خصلت را دارند. حسن بصری (رح) می فرماید: (ان فساد القلوب عن ستة اشیاء یذنبون برجاء التوبة و یتعلمون العلم و لا یعلمون و اذا عملوا لا یخلصون و یاکلون رزق الله و لا یشکرون و لا یرضون بقسمة الله و یدفنون موتاهم و لا یعتبرون) مواظب باشید که دلهای انسان با شش خصلت سیاه و کدر می شود. انسان قساوت قلب پیدا می کند، سنگدل می شود و اگر خدای ناکرده انسانی سنگدل شد، آن وقت خداوند متعال بر دل این انسان مهر می زند، وقتی مهر سنگدلی و قساوت را خدا بر دل انسانی بزند. دیگر انسان چیزی از حقیقت را نمی فهمند.
انسانهایی که قساوت قلب پیدا کرده اند بر اثر گناه و معصیت آنها، چیزی از حقیقت را نمی فهمند و نمی توانند حق و باطل را از هم تشخیص بدهند. ضرر و زیان را تشخیص نمی دهند.
لذا خداوند می فرماید: (اولئک کالانعام بل هم اضل) این انسانها مانند چارپایان هستند، بلکه بعضی مواقع حتی پست تر و شقی تر از حیوانات هم هستند. بلکه این انسان گرگ درنده ای می شود، در لباس میش. دیگر هیچ چیزی برای او مهم نیست، هر کاری که بکند، فکر می کند که کار خوبی است. دیگر زشتی گناه و معصیت برای او مطرح نیست.
پیامبر فرمودند: قلب انسان با داشتن این خصلتها فاسد می شود. انسان گناه می کند، گناه سبب قساوت قلب می شود. اگر توبه نکند چون پیامبر فرمودند: قلب انسان مانند آیینه شفاف است، انسان وقتی که گناه می کند، یک نقطه سیاهی در قلب اوهویدا و ظاهر می شود. گناه پس از گناه باعث می شود که قلب انسان سیاه و کدر شود.
پیامبراکرم(ص) فرمودند: همه انسانها از آنها خطا و گناه سر می زند بجز انبیاء که به پشتوانه وحی الهی معصوم هستند. بقیه انسانها از آنها گناه سر می زند. بهترین گناه کاران کسانی هستند که به مجرد اینکه دچار گناه شدند توبه کنند.
یکی از نشانه های قساوت قلب انسان این است که وقتی گناه می کند توبه نمی کند. توبه را موکول می کند به آینده، این یکی از خطرناک ترین سبب های قساوت قلب است که انسان فکر می کند که جوان است و صحیح و سالم است و هیچ نشانه بیماری در وجودش نیست. سالهای سال زنده می ماند و از گناهان خود توبه می کند.
در یکی از شهرها وبا می آید، جوانی از خانواده اش فرار می کند. پدر و مادر او هر چه اصرار می کنند که مقدارت الهی هر چه باشد، اتفاق می افتد. پیامبر فرمودند: اگر در شهری وبا آمد نه کسی از شهر خارج شود و نه کسی به شهر داخل شود. این جوان قبول نمی کند و رفتنش مسر است، در راه که می رود ماری او را می گزد و می میرد.
امثال این اتفاقات زیاد است که انسان نمی تواند از اجلی که برای او مقدر شده است فرار کند. خدا می فرماید: (قل ان الموت الذی تفرون منه فانه ملاقیکم) ای پیامبر بگو: آن مرگی که همه شما از آن فرار می کنید، به سراغ شما می آید. زمانی که اجل به سراغ شما بیاید، شما به هر کجا که فرار کنید مرگ به شما را در بر میگیرد.
پس وقتی که انسان دچار گناهی می شود، بلافاصله باید توبه کند و موکول به آینده نکند. چون ممکن است با یک اتفاقی با کوله باری از گناه از دنیا برود. به همین خاطر پیامبر در حدیثی فرمودند: (ان الله یبسط یده با للیل لیتوب مسیء النهارو یبسط یده بالنهار لیتوب مسیی ء اللیل حتی تطلع الشمس من مغربها) خداوند متعال دروازه های رحمتش را در شب باز دارد برای کسانی که در روز گناه کرده اند و در شب پشیمان هستند و در روز هم دروازه های رحمت و مغفرت خداوند باز است برای کسانی که در شب گناه کرده اند و در روز پشیمان شده اند و یک لحظه هم دروازه رحمت و مغفرت و کرم و بخشش خداوند بسته نمی شود، مگر زمانی که نفس به حلقوم برسد. یا نشانه ای از نشانه های قیامت ظاهر شود، آن لحظه توبه قبول نمی شود.
دوم فرمودند: علم می آمورند ولی به علمشان عمل نمی کنند، همه ما کم و بیش می دانیم چه چیزی حرام است و چه چیزی حلال. آیا علم و دانش ما به این حلال ها و حرام ها باعث شده که به چیزی که می دانیم عمل کنیم و به چیزی که نمی دانیم عمل نکنیم؟
فرمودند: یکی از نشانه های قساوت قلب انسان این است که انسان به آن چیزی که می داند عمل نمی کند. یکی از نشانه های قساوت قلب، جهل و نادانی است. انسان دنبال علم و دانش نرود، مسایل دین و ضروریات دینش را یاد نگیرد. بر هر مسلمان طلب علم و دانش به اندازه که ضروریات دینش را بداند حلال ها و حرام ها را بداند، فرائض و واجبات و سنت ها را بداند فرض است. اما اگر انسان بداند و به آن عمل نکند، این هم یکی از نشانه های قساوت قلب است.
سوم فرمودند: گاهی انسان عبادتی انجام می دهد و کارهای نیک بسیاری انجام می دهد خیرات و صدقات می دهد، نماز می خواند و روزه های نافله می گیرد، ولی در آن اخلاص ندارد. این هم از نشانه های قساوت قلب است.
اعمال انسان به نیت او بستگی دارد. خدا فقط عملی را از انسان می پذیرد که برای رضا و خشنودی او باشد. هر عملی که برای ریا و خودنمایی انجام شده باشد علاوه بر اینکه شرک اصغر است. خداوند عملش را هم نمی پذیرد. هر کس که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید عمل صالح و شایسته انجام دهد. عمل صالح و شایسته هم عملی است که برای خدا انجام شده باشد، در آن ریا نباشد و در آن با خدا مخلوقی را شریک نسازد.
چهارم فرمودند: از رزق و روزی خدا استفاده می کنند. اما شکر و سپاس نعمتهایش را به جا نمی آورند. خدا می فرماید: (لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید) اگر شما شکر و سپاس نعمتهای خدا را به جا بیاورید، خدا نعمتش را افزون می کند. شکر نعمت نعمتت افزون کند. --- کفر نعمت نعمت از کفت بیرون کند.--- اگر خدای ناکرده کفران نعمت کنید. عذاب خدا هم شدید است.
وقتی صحبت از شکر می شود، شاید در اذهان بعضی از ما این مسئله تداعی شود که ما از سر سفره هفت رنگ بلند شدیم و شکمی از غذا در آوردیم بگوییم الحمدالله. خیر! این شکر نیست. شکر زبانی زمانی که توام با عمل نباشد هیچ ارزشی ندارد. همان طور که شما نیت می کنید که دو رکعت نماز بخوانید تا زمانی که نماز نخوانده اید آن نیت شما ارزشی ندارد. هیچ وقت با نیت کردن ثواب دو رکعت نماز به شما نمی رسد. پس شکر هم باید عملی باشد و هم زبانی. یعنی اطاعت از دستورات خدا و پرهیز از حرام ها این شکر نعمت خداست.
روزی همه ما در دست خداست و این را می دانیم. اما در برابر مخلوقات خدا تعظیم می کنیم، کارگر در برابر سرکارگر، کارمند در برابر رئیس، هر کدام به نحوی در برابر مخلوق تعظیم می کنند در حالی که روزی در دست آنان نیست روزی دست خداست و باید از خدا تشکر کرد و تشکر از خدا اطاعت از دستورات خداست. پس اگر ما در برابر نعمتهای خدا شکر و سپاسگذاری نکنیم این یکی از نشانه های قساوت قلب است.
پنجم فرمودند: یکی دیگر از نشانه های قساوت قلب این است که انسان به مقدرات الهی راضی نباشد. اگر برایش اتفاقی افتاد نگوید: اگر این کار را نمی کردم این اتفاق برایم نمی افتاد. در حالی که پیامبر(ص) فرمودند: وقتی برایتان اتفاقی می افتد، بدانید که به حکم خدا بوده است و امکان نداشته که این اتفاق نیفتد. اگر مخلوقات زمین و آسمان با هم یکی می شدند نمی توانستند جلوی آن اتفاق و حادثه ای که خدا مقدر کرده است را بگیرند. پس تنها راه این است که انسان در برابر مقدراتی که برای او می افتد راضی باشد.
جزع و فزع و داد و فریاد و سر و صدا کردن. هیچ دردی را درمان نمی کند. کسی که از بین رفت دیگر بر نمی گردد. فقط تنها ضرری که انسان می کند، از دست دادن اجر و پاداشی است که خداوند متعال در برابر صبر و شکیبایی به انسان می دهد.
پیامبر فرمودند: (لا تقل لوانی فعلت کان کذا و کذا و لکن قل قدر الله و ما شاء فعل فان لو تفتح عمل الشیطان) هیچ گاه کلمه اگر را به کار نبرید. چون وقتی (اگر) را بکار بردید راه نفوذ شیطان را هموار نموده اید شیطان فرصت را غنیمت می شمارد و از این راه وارد می شود تا اینکه نعوذ بالله ایمانش نسبت به مقدرات الهی ضعیف می شود. و او را به جایی می کشاند که سخنان کفر آمیزی به زبان بیاورد و تمام اعمال او را از بین ببرد. و فرمودند: (اگر) را در برابر حوادث و اتفاقات به کار نبرید.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: یکی دیگر از نشانه های قساوت قلب، این است که در تشیع جنازه ها شرکت می کنند مرده هایشان را دفن می کنند ولی عبرت نمی گیرند. پیامبر بارها فرمودند: آنچه که لذت ها را از بین می برد و شادی ها را به عزا و غم مبدل می کند به کثرت یاد کنید. (یعنی مرگ را یاد کنید) عبد الله بن عمرمی فرماید: (عن ابن عمر قال اتیت النبی عاشرعشرة فقام رجل من الانصار فقال یا نبی الله من اکیس الناس و احزم الناس قال: اکثرهم ذکر للموت و اکثرهم استعداداً للموت اولئک الاکیاس ذهبوا بشرف الدنیا و کرامة الاخرة) من روزی با ده نفر از انصار در محضر رسول خدا حاضر شدم یک نفر از انصار بلند شد و از رسول خدا پرسید، یا رسول الله عاقل ترین و هوشیارترین انسانها چه کسی است؟ پیامبر فرمودند: عاقلترین انسانها کسانی هستند که برای مرگ آمادگی دارند به یاد مردن هستند، مرگ را فراموش نکرده اند. چون فراموش کردن مرگ، نشانه قساوت قلب است. فرمودند: آنها به یاد مرگ هستند و برای مرگ آمادگی دارند، فرمودند: اینها انسانهای شریفی و با کرامتی در دنیا و در آخرت هستند.
انسان مسلمان زمانی که به قبرستان می رود باید عبرت بگیرد. در ابتدای اسلام در بین مشرکین مرده پرستی و قبر پرستی و تعظیم قبور رواج داشت. پیامبر مسلمانان را از رفتن به قبرستان منع کرده بودند. تا اینکه ابهت و عظمت قبرپرستی از قلبهای آنها خارج شود. زمانیکه اسلام گسترش پیدا کرد و احکام شریعت کامل شد پیامبر فرمودند: (کنت نهیتکم عن زیارة القبور فزورورها فانها تذکرکم الاخرة) من اول شما را از رفتن به قبرستان منع کرده بودم ولی حالا به شما دستور می دهم که به قبرستان بروید. و به یاد آخرت بیفتید و مجسم کنید که یک روزی شما را به اینجا می آوردند.
پیامبر هفته ای حداقل یک بار به قبرستان بقیع تشریف می بردند و یکی از نشانه ها و قساوت قلب، غفلت از یاد خداست. آیه ای است که خدا می فرماید: (ولا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه و کان امره فرطا) ای پیامبر! اطاعت نکن از کسی که ما قلبش را غافل کرده ایم از یاد خودمان، آن کسی که در گناه و معصیت از حد گذشته است، از او اطاعت نکن. یا می فرمایند: (مثل الذی یذکر ربه و الذی لایذکر مثل الحی و المیت) کسی که یاد و ذکر خدا را بر زبان دارد و به یاد خدا است، مانند انسان زنده ای است و کسی که بیاد خدا نیست مانند انسان مرده است.
تنها ذکر خدا این نیست که ذکر خدا بر زبانش باشد، اما بقیه اعضا و جوارحش مشغول گناه و معصیت باشد. یاد خدا این است که انسان هر لحظه که به یاد خدا است، عظمت خدا را مد نظر داشته باشد. همیشه خدا را حاضر و ناظر بر اعمالش بداند، و بداند که هر عملی که در هر لحظه از شبانه روز انجام می دهد، خدا او را می بیند. و مخفی از خدا نیست وقتی انسان به این طریق به یاد خداست که با خود فکر کند که خدا هر لحظه او را می بیند باعث می شود که کمتر گناه کند. از خدا حیا و شرم می کند، که در محضر او گناه کند. خدا می فرماید: (و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیامة اعمی) کسی که از یاد من غافل شود، من در همین دنیا زندگی تنگ و سختی را به او می دهم و در همین دنیا در تنگناهای زندگی گرفتارش می کنم و در روز قیامت، آن انسان نابینا حشر می شود.
خداوند متعال در صفات مومنین می فرماید: (انما المومنون الذین اذا ذکرو الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت آیاته زادتهم ایماناً و علی ربهم یتوکلون) مومنین کسانند وقتی یاد خدا می شود دلهای آنها می لرزد، وقتی آیات خدا بر آنها تلاوت می شود، بر درجات ایمان آنها افزوده می شود و بر پروردگارشان توکل دارند.
با یاد خدا دلها آرام می شود، وقتی انسان از یاد خدا غافل باشد، این نشانه قساوت قلب است.
فاصله گرفتن از تعالیم حیات بخش قرآن کریم از نشانه های قساوت قلب است. قرآنی که خدا در اوصافش می فرماید: (ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم) این قرآن کتابی است که انسان را به بهترین و استوارترین راه هدایت می کند. کتابی که دنیا و آخرت بشریت در این کتاب نهاده شده است. کسانی که به این کتاب عمل کرده اند و این کتاب را قانون نامه و اساس نامه زندگی شان قرار داده اند، هم در دنیا سعادتمند و خوشبخت بوده اند و هم در آخرت.
قرآن در روز قیامت از من و شما به خاطر ترک آن شکایت خواهد کرد. پیامبر در روز قیامت در محضر خدا شکایت می کنند (و قال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القران مهجوراً) ای خدا این قوم من در دنیا قرآن را ترک کرده اند، ترک قرآن جنبه های مختلفی دارد.
ایمان نیاوردن به قرآن ترک قرآن است، ترک کردن تلاوت قرآن یعنی از این ماه رمضان تا ماه رمضان دیگر قرآن را تلاوت نکند، این هم ترک قرآن است. عمل نکردن به احکام و دستورات قرآن و حلال و حرام قرآن، این هم ترک قرآن است. اعتقاد نداشتن به شفابخشید بودن قرآن، این هم ترک قرآن است. حکم نکردن و قضاوت نکرن به قرآن، این هم ترک قرآن است. دنبال فهم و تدبر قرآن نرفتن، هم ترک قرآن است.
خداوند می فرماید: (افلا یتدبرون القران ام علی قلوب اقفالها) آیا اینها در قرآن فکر نمی کنند؟ آیا بر دلهای آنها قفلهای ویژه ای زده اند؟ آیا اینها سنگدل شده اند؟ خداوند در مورد بنی اسرائیل می فرماید: وقتی اینها خیلی نافرمانی کردند، خدا دلهای آنها را سنگ کرد. آنها را قسی القلب کرد.
ما هم اگر مرتکب گناه و معصیت شدیم این آیه شامل حال ما هم خواهد شد. (اولئک الذین طبع الله علی قلوبهم و اتبعوا اهواءهم) آنها کسانیند که خداوند متعال بر دلهایشان مهر زد بخاطر پیروی از هوا و خواهشات نفسانیشان.
یکی دیگر از نشانه های قساوت قلب، حب دنیا است. که با دوست داشتن طبیعی که هر انسان دنیا را دوست دارد فرق می کند. همه ما دنیا را دوست داریم. اما حب دنیا که از آن ممانعت شده است. خداوند می فرماید: شما حب دنیا را در دلتان جای ندهید. علامت و نشانه حب دنیا این است که انسان به خاطر دنیا، آخرین لحظه به مسجد می آید و نماز و رکوع و سجود و قیامش را نمی فهمد که چگونه است. سریع و با عجله نماز می خواند تا به کسب و کارش برسد. یا اینکه نمازش را به خاطر کار زیاد به تاخیرمی اندازد. در حالی که قضیه باید برعکس باشد. انسان باید اول نمازش را سر وقت بخواند، عبادتش را سر وقت انجام دهد، بعد مشغول کار دنیا شود.
وقتی که انسان دستورات خدا را ترک می کند یا با عجله انجام می دهد یا به تاخیر می اندازد و با فکر پریشان عبادت می کند. حب دنیا در قلب این انسان جای گرفته است و حب دنیا منشاء همه گناهان است.
حضرت اسامه بن زید از پیامبراکرم(ص) سوال کرد یا رسول الله! زمانی که شما پند و اندرز می دهید از چشمان من اشک جاری نمی شود. علت چیست؟ پیامبر فرمودند: اگر می بینید که هنگام ترس خداوند و هنگام پند و اندر قیامت اشک از چشمانتان جاری نمی شود، بدانید که قلبتان سخت شده است.
چگونه انسان قسی القلب می شود که ذکر خدا بر او تاثیر ندارد و یاد خدا هم بر او اثر نمی کند؟ فرمودند: (جمود العین من قسوة القلب و قسوة القلب من کثرة الذنوب و کثرة الذنوب من نسیان الموت نسیان الموت من طول الامل و طول الامل من حب الدنیا و حب الدنیا راس کل خطیئة)
وقتی که انسان زیاد گناه می کند و توبه نمی کند، باعث می شود که ذکر و یاد خدا تلاوت قرآن و پند و اندرز هیچ اثری بر انسان نداشته باشد.
دلیل کثرت الذنوب چیست؟ فراموشی مرگ است. کسی که مرگ را فراموش می کند، گناه می کند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: آرزوهای طولانی باعث می شود که انسان مرگ را فراموش کند و علت آنهم محبت دنیا است.
از مهمترین نشانه های قساوت قلب، بغض و عداوت نسبت به دوستان خداست. و به عبارت دیگر بغض و کینه و دشمنی نسبت به یاران و اصحاب رسول خداست باعث قساوت قلب می شود.
خدا می فرماید: (یحبهم و یحبونه) اصحاب و یاران پیامبر دوستان من هستند. یعنی اصحاب پیامبر کسانیند که خدا آنها را دوست دارد و آنها هم خدا را دوست دارند. دشمنی با دوستان خدا، دشمنی با خدا و پیغمبر است. اصحاب و یاران پیامبر کسانی بودند که خدا در قرآن آیاتی زیادی در مورد آنها بیان فرموده است. (اولئک هم المومنون حقا ) ( اولئک هم الصادقون) (اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولو الاباب) (اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون ) ( و لکن الله حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم و کره الیکم الکفر و الفسوق و العصیان اولئک هم الراشدون) ( فان امنوا بمثل ها امنتم به فقد اهتدوا) آنها مومنین بر حق بودند، آنها انسانهایی بسیار راستگویی بودند. صحابه کسانی بودند که خدا آنها را هدایت کرد و انسانهای خردمندی بودند، آنها حزب خدا و سربازان و لشکران خدایند. آنها رستگارانند. صحابه کسانی هستند که خدا ایمان را در قلبهای آنها جای داده است و کفر و کینه و فسق و عداوت را از قلبهای آنها بیرون کرده است.
اصحاب انسانهای راه یافته و هدایت شده ای هستند. که ملاک ایمان همه مومنین تا قیام قیامت، خدا ایمان صحابه قرار داده است.
پیامبراکرم(ص) می فرمایند: که از صحبت کردن زیاد دوری کنید چون قلب شما را سیاه و کدر می کند و سنگدل می شوید و دورترین انسانها از خدا کسانی هستند که قلب آنها سیاه شده است.

